|
|
|
|
![]() دوست و همولایتی عزیزمان آقای ذبیح الله قاسم پور در اثر حادثه سقوط آواردر بستر بیماری هستند . از کلیه خوانندگان وبلاگ برمکوه تقاضا دارم در دعاهای خالصانه خود ایشان را فراموش نکنند. با تشکر : نویسنده وبلاگ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 24 مهر1388ساعت 19:23 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||
|
|
|
|
![]() محصول فندق در زندگی کشاورزان اشکورات دارای ارزش و اهمیت ویزه است . از سالهای شروع خشکسالی تا کنون کیفیت فندق و در نتیجه قیمت آن سیر نزولی داشته و دارد. کشاورزان فندقکار مانند بقیه کشاورزان قربانی غفلت و عدم توجه مسئولین شده اند. البته هر وقت مسئولین استان مطلب در سخنرانی ها ومصاحبه هایشان کم میآورند ، یادی هم از کشاورزان و فندوقکاران اشکورات میکنند. مثلا فرماندار رودسر در تازه ترین اظهارات خود فرموده اند : واردات فندق ، این دیگر چه صیقه ای است!!و اسدا...عباسی نماینده مردم رودسر و اشکورات فرموده اند: ایجاد مرکز مطالعات فندوق در سال 88!! مشکل گشا خواهد بود. همه فقط حرف میزنند و تجربه نشان داده است که مانند قبل عمل در کار نخواهد بود. نگارنده منکر پایین امدن کیفیت فندق اشکور، در سالهای اخیر نیست و این محصول نمیتواند با فندق وارداتی از کشور ترکیه رقابت کند اما..... 1- برنامه مسئولین کشاورزی استان و یا کشور برای بالا بردن کیفیت فندق اشکورات چه بوده و اگر برنامه ای بوده ،چقدر کارگشا و موثر بوده است؟ 2-برای جبران خسارات ناشی از خشکسالی بغیر از دادن وام اندک ،چه اقدام پیشگیرانه ای انجام پذیرفته است؟ 3- برنامه مسئولین برای کوتاه کردن دست دلالان و سودجویان بازار فندق چه بوده است ؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 17 مهر1388ساعت 2:45 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||
|
|
|
|
![]() تصاویر ارسالی از آقای شهرام حسن نیا که در شهریور ماه 88 از روستای برمکوه و اطراف آن تهیه کرده اند . از این دوست باذوق قبلا هم تصاویری در وبلاگ درج شده است.ضمن تشکر از ایشان بقیه تصاویر را در ادامه مطلب ببینید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 6 مهر1388ساعت 19:9 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه 3 مرداد1388ساعت 0:50 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه 2 مرداد1388ساعت 23:53 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||
|
|
|
|
![]()
خودش را مشهدی رحیم معرفی کرد از روزگار پیشین میگفت و یک دنیا حرف ناگفته داشت از زمان اربابان بی رحم از ارباب جهانی و غفوری وبزرگ خان و.... از کشته شدن مشهدی آقاجان باغسر در زیر مشت و لگد ارباب و صحنه سازی خورن سم و خودکشی او!! از کتک خوردنش بدست ارباب(که البته جرات کرده چند فحش و ناسزا به آنها بگوید و چندی آب خنک نوش جان کند ) و بردن محصولش ودر نهایت اصلاحات ارضی و کوتاه شدن دست اربابان . میگفت که خدا ذلیل و خوارشان کرد و امروزه بچه هایشان هم به جایی نرسیده اند!! از روزگاری گفت که جوان بوده و زور بازو داشته کشت وزرع میکرده و دامداری. باغ فندق هم داشته و البته قاطر و گاودوشی و ورزا . دیگراربابی هم که نبوده تا محصولش را ببرد . مشهدی رحیم ما بد جوری دلتنگ آن روزهاست با تمام سختی هایش. و دلتنگی امروزش بخاطر جوانانش است که او را دست تنها گذاشته اند و به امید یافتن لقمه نانی راهی شهر شده البته چند تایشان با زحمت بسیار درس خوانده اند و به جایی رسیده اند ولی تاوان آن را با تنهایی امروز خود و نابودی کشاورزی و دامداریش داده است . امروزه بر سر سفره مشهدی رحیم ها بجای پنیر گوسفندی و عسل پنیر قالبی است که بچه هایش از شهر برایشان فرستاده اند و مرغ ماشینی قاتق نهارشان . دامها و قاطرش را فروخته و پاییز و زمستانش را در شهر پیش بچه هایش سپری میکنند. امروزه مشهدی رحیم های اشکور اگر بجای سهام بخور و نمیر عدالت جاده و درمانگاه مناسب داشتند جوانانشان را در کنار خود میدیدند و همه آنچه که امروز نابود شده و یا در حال نابودیست حفظ میکردند. بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 2 مرداد1388ساعت 3:4 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||
|
|
|
|
![]()
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 30 تیر1388ساعت 23:43 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||
|
|
|
|
![]() باز هم هواپیمای توپولوف روسی!!! سقوط کرد و این بار 168 نفر از سرنشینان آن کشته شدند . این مصیبت بزرگ را به ملت عزیز ایران بخصوص خانواده های جان باختگان تسلیت عرض میکنم امید است دیگر شاهد چنین حوادثی نباشیم و مسئولین بدنبال راهکارهایی باشند تا ناوگان حمل و نقل ما از شر وجود پس مانده های کشور روسیه پاک گردد ....و تلویزیون دریغ از یک نوار مشکی ..... آقای حسینی در حال اجرای مسابقه با خنده های چندش آورش !!!.... بیاد بیاوریم و مقایسه کنیم این حادثه را با حادثه سقوط هواپیمای حامل خبر نگاران رادیو تلویزیون در 15 آذر ماه 1384 که همکارانشان چه سنگ تمام گذاشتند (البته به حق) ولی اینبار انگار اتفاقی در مملکت رخ نداده است و دریغ از یک آهنگ مناسب حال ملت ! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 26 تیر1388ساعت 2:39 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||
|
|
|
|
|
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود..او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد: امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 23:52 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||
|
|
|
|
|
تمام اشکوریهای عزیز، راه رحیم آباد به اشکورات و وضعیت وسائط نقلیه این مسیررا میشناسند و از تمامی گرفتاریهای جور وا جور جیپ های مسافر کش ، راه و ... خبر دارند . این مطلب را برای کسانی که خوش اقبال بوده و پای در این جاده مخصوصا با این نوع ماشین ها نگذاشته اند و مخصوصا برای اطلاع مسئولینی مینویسم که بخاطر مشغله زیاد در خدمت رسانی!!، هرگز مشکلات منطقه اشکور که جزء حوزه مسئولیت ، آنهاست را ندیده اند، مینویسم تا به خود زحمت ندهند و هزاران خطر را به جان نخرند و بدون صرف وقت و هزینه از وضع حوزه مسئولیت !! خود اطلاعاتی داشته باشند . این اطلاعات میتواند در مواقعی که مقامات بالاتر سرزده و یهو از راه میرسند و از وضعیت حوزه مسئولیت آنها گزارش میخواهند ، بدرد میخورد . بنابراین پیشنهاد میکنم اگر چشم مسئولین استان گیلان به این مطلب افتاد چند بار آن را بخوانند و خوب حفظ کنند چرا که ممکن است پس و پیش گفتن وضعیت منطقه در موقع گزارش دادن کار دستشان بدهدو مشتشان را باز کند چرا که احتمال میرود شیر پاک خورده یا شیر پاک خوردگانی عکس و فیلم از وضعیت راه و اب و بهداشت و ..... منطقه جهت رسیدگی به مقامات ارشد مملکتی داده باشند!!! و انوقت ممکن است کار خیلی سخت شود. واما گزارش از وضعیت بد منطقه اشکورات رادر ادامه مطلب بخوانید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 16:11 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||
|
|
|
|
|
این تصاویر را دی ماه ۱۳۸۷ از جاده گرمابدشت به برمکوه گرفته ام . این روزهاوقتی مسافری پای در این جاده میگذارد ،تا پایان سفر یکدور همه ائمه و پیامبران را به ترتیب صدا میکند تا شاید یکی از آنها به فریادشان برسد ، ما و همراهان هم همین کار را کردیم و با کلی بدبختی به زادگاهمان رفتیم البته منظورمان از رفتن به برمکوه شرکت در مراسم ماه محرم و علم واچینی بود .یادم آمد چند هفته پیش از آن با آقای اسدا.. عباسی نماینده محترم مردم رودسر در مجلس صحبت میکردیم ، ایشان میگفتند که تا الان بیش از یک میلیاردتومان خرج این جاده کرده ایم ولی هنوز این جاده ، جاده نشده است و ما برنامه تغییر مسیر این جاده را در دست اقدام داریم . باوجوداطلاع مسئولین جای بسی شگفتی است که تا به امروز هر چه کرده اند آفتابه خرج لحیم بوده است و روزها یکی پس از دیگری میگذرد و پسرفت این منطقه ادامه دارد میترسم یک روزی برسدکه دیگر دوبانده کردن این جاده هم هیچ فایده ای برای مردم و منطقه اشکورات نداشته باشد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 12 بهمن1387ساعت 9:13 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||
|
|
|
|
|
مسئله مهاجرت روستائیان به شهر مطلب تازه ای نیست که من بخواهم به آن بپردازم .به اندزه کافی صاحب نظران و کارشناسان در این مورد سخن گفته اند و دریچه تازه ای هم ندارد که از ان زاویه به موضوع نگاه کنیم .فقط اجازه بدهید بگویم که کمر اقتصاد و تولید در اشکورات را مهاجرت شکسته است و میبینیم اکثر کسانی که در سالهای اخیر به شهرهایی مانند قزوین و ... مهاجرت کرده اند اسیر دست استثمار کنندگانی هستند که با دادن لقمه نانی بخور و نمیر از اینان بهره کشی میکنند.به لطف مدیریت صحیح مملکتی این مهاجران با همه این دشواریها میسازند و میسوزند چرا که کمترین اعتراضی به این کارفرمایان مساویست با اخراج و سرگردانی در این آشفته بازار کار. با اکثرشان که صحبت میکنی میگویند که همین حقوق قانون کار!!! ( که نمیدانم بر چه اساسی تنظیم شده است) را چند ماه است که دریافت نکرده اند و در جواب این سوال که چرا به اشکور برنمیگردی،لبخندی تلخ تحویلت میدهند و حرفی نمیزند. اگر مسئولین اندکی توجه به منطقه اشکورات داشتند امروزه بجای اینکه جوان پاک اشکوری برای مشتی سرمایه دار از خدا بیخبر بردگی بکند در شهرو دیار خویش مشغول تولید بود . آقایان : ۱- اشکور هنوز جاده خوب برای تردد ندارد و سالیانه تعداد زیادی از بیماران بر اثر دیر رساندن به دکتر تلف میشوند. ۲-اکثر روستاهای اشکورات بهداری ندارد و آنهایی هم که دایر است فقط داروی سرماخوردگی دارند.!! ۳-در بیش از هشتاد در صد روستاهای اشکور امواج تلویزیونی قابل دریافت نیست. ۴- اکثر روستاهای اشکورات آب برای خوردن ندارند و میشناسم روستاهایی را که روستاییان آن در ماه یک بار نمیتوانند استحمام کنند. آیا شما بجای جوانان اشکور بودید مهاجرت نمیکردید؟
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 11 بهمن1387ساعت 6:49 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||
|
|
|
|
به این تصویر خوب نگاه کنید . این نهر آب و یا پروژه نیمه تمام آب رسانی نیست بلکه جاده عبور و مرور بیش از ده روستا و مردمی است که تا به امروز بجز خدا کسی به دادشان نرسیده است . مردمانی زحمت کش و مهربان که سالهاست به امید فردایی بهتر روزگار میگذرانندو انتظار میکشند شاید روزی عدالت به سرزمینشان و مردمان خوبش لبخند بزند!. مردمان این سرزمین اهورایی به امید روزی هستند که عدالت اجتماعی که سالها در تریبون های رسمی و غیر رسمی از آن سخن به میان آمده شایددر مورد انها اجرا شود . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 6:49 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||
|
|
|
|
شب یلدا : ایرانیان باستان به اهمیت شادی در زندگی آگاه بودند و به همین دلیل، مناسبتهای بسیاری را برای جشن و شادی کردن برگزیدهاند. در ايران باستان، در دي ماه، چهار جشن برگزار میشد كه در نخستين روز، روز هشتم، پانزدهم و بيست وسوم این ماه بود و هم اكنون از اين چهار جشن، فقط شبِ نخستين روز دي ماه را با نام «شب يلدا» جشن ميگيرند. در زمان ابوريحان بيرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشيد ماه) نيز ميگفتند. دی، ماهی بود که آيينهای بسياری در آن برگزار ميشد و نخستين روز آن «خرم روز» نام داشت. از آنجا که خرم روز، نخستين روز دی ماه، کوتاهترین روز سال، از پسِ بلندترين شب سال است، پيوند آن با ماه و خورشید که هر یک مظهر نور و روشنایی در شب و روز است، معنايي ژرف مييابد؛ بنابراین، ایرانیان سدههای پیشین، در ذهن کنجکاو خود حکایتهایی برای آن ساختهاند و به این زمان به ظاهر سرد و ظلمانی، با دیدهای امیدبخش نگریستهاند و با این نگرش، يلدا در افسانهها و اسطورههای ايران باستان، حديث ميلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» تکرار میشود. معنا: شب يلدا، درازترين شب سال، آخرين شب پاييز، پايان قوس (آذر ماه) و آغاز جدي (دی) است. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 دی1387ساعت 22:25 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||
|
|
|
|
غرور و صلابت چهره و صدا و رفتارش، نشانی از مردان دوران بازگشت به شکوه ايران کهن را دارد، مردان دورانی که پس از شهريور 1320، به بازخوانی تاريخ ايران نشستند. دکتر منوچهر ستوده نویسنده کتاب زیبای از آستارا تا استارباد، که در سال 1347 از اشکورات دیدن کرده، در کتاب از آستارا تا استارباد مطالبی در مورد روستای برمکوه نوشته اند که جزئیات آن در لینک بالا آمده است. ایشان با این کهولت سن کتاب، راه های چاواداری رشته جبال البرز از سفيدرود تا شاهرود را در دست تالیف دارند. این پیر دلسوخته سینه ای مالامال از درد دارند، از اینکه میبینند آثار تاریخی و فرهنگی و آداب و رسوم گیلان یکی یکی از بین میروند . جایی که میگویند: میدانم که کاشی های قدیمی از بناهای تاریخی را برمیدارند و جایش حلبی میگذارند!!! و در جواب خبرنگاری که میپرسد : در حوزهی مطالعات شمال ايران، چه توصيهای برای جوانترها داريد؟ میگویند: مطالعه و بررسی الان به نظر بنده با سياست توأم شده واگر علم با سياست بخواهد توأم بشود، اصلا حرکت و پيشرفت نمیکند. همه را دارند از بين میبرند. آخر بنده طرح هم بخواهم بدهم و بگويم اينها را به جای حلبی کاشی کنيد، چه کسی گوش میدهد؟ کسی که گوش نمیکند به حرف بنده! آقايانی که مأمور اين کار هستند، همه دارند تماشا میکنند. آن وقت من و تو که خارج از دايره هستيم برويم سينه بزنيم؟ نه! بنده اگر سفارشی و طرحی هم داشته باشم، غير قابل اجراست. بیاییم دکتر ستوده ها را که برای غنای سرزمین عزیزمان اشکورات میکوشند ، گرامی بداریم و اگر کسانی پیدا میشوند که با زبان و قلم سعی در شناساندن سرزمینمان به امید عمران و آبادانی بیشتر ، به مسئولین و مردم دارند ، برماست که حمایتشان کنیم و با زخم زبان و قلم آنها را نرنجانیم چرا که اینان ستارگان کمیابی هستند که هر از چند گاهی در آسمان سرزمینمان طلوع میکنند وسو سو میزنند و اگر نوری دارند ، برگرفته از عشق پاک به زادگاهشان میباشد و لا غیر . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 26 آذر1387ساعت 22:59 توسط رمضانعلي اميري
|
|
||